ویدیو کلیپ جدید «نبرد برای حمص» با زیرنویس عربی

خوش‌تر از جان چه بُوَد
جان برود باک مدار
غم رفتن چه خوری؟
چون به از آن می‌آید

گاهی بهتره، یه حرفایی رو بشنوم یه‌کم
به جای اینکه از مشکلات کشورم بگم
گاهی بهتر که، بکشم زیپ دهن
وقتی دنیا بو می‌ده مثل زیر بغلِ
اون مرد خسته‌ای که تو مسیر نبردِ
ِمثل ماهی‌های کوچیک اسیر نهنگ
اون نهنگی که می‌گم اسمش جنگه
جنگی که نسل ما به خوبی حسش کرده
ما می‌فهمیم که پشت این کارا منظوریه
مگه مشکل کمه، مگه کالا ارزونیه؟
یا حکومت زور بود و حالا هم زوریه؟
که تونس و مصر و لیبی حالا هم سوریه
تا وقتی سازمان ملل خماره بی‌حاله
رو سر بچه‌های حُمص خمپاره می‌باره
هی مدودف نمی‌دونم چی برنامه داری‌
ولی، حقیقت اینه می‌شی بدنامِ تاریخ

به ضجه‌های مادر به اشکاش قسم
تو هم تقاص پس می‌دی بشّار اسد
اگه، قرار باشه غرق خون بمیرم
حاضر نمی‌شم که خفه‌خون بگیرم
بدون که ساکت، نمی‌تونه بشینه ایرانی
تو اسمت اسدِ ولی یه شیر بی‌یالی
شیر چیه؟! چی دارم می‌گم تو کفتارم نیستی
حتی لایق این خشم توی رفتارم نیستی

وقتی بشار اسد شده یه عزرائیل دیگه
دنیا نشسته داره از اسرائیل میگه
از این حرفا که می‌گم هیچی در نمی‌آد
و از دست امثال ما هیچی بر نمی‌آد
نمی‌شنوی صدایی می‌گه به دادم برسید
چرا باید که این همه آدم بره زیر
خاک و تانک و توپ و سنگ و بمب و تیرباران
دروغِ اون‌که می‌گه شهر حمص ُ دید آرام
میل به خوراک ندارم لقمه پایین نمی‌ره
کاری کردن که دیگه دین و آیین بمیره
توی دمشق دارن می‌خندن مردم خرسندُ
اونا که اشک می‌ریزن مردم حُمصندُ
اونی که بچه‌شو با خودش می‌برده زورخونه
حالا می‌بیندش رو تخت مرده‌شورخونه
مدودف تو از دنیا فیلمی تاریک ساختی
فکر نکن که بردی، تو به تاریخ باختی

به ضجه‌های مادر به اشکاش قسم
تو هم تقاص پس می‌دی بشّار اسد
اگه، قرار باشه غرق خون بمیرم
حاضر نمی‌شم که خفه‌خون بگیرم
بدون که ساکت، نمی‌تونه بشینه ایرانی
تو اسمت اسدِ ولی یه شیر بی‌یالی
شیر چیه؟! چی دارم می‌گم تو کفتارم نیستی
حتی لایق این خشم توی رفتارم نیستی

تو فکر نکن که مردمتو سرکوب کردی
می‌بینم روزی رو که از ترس تو سنکوب کردی
روزی که، اطرافیانتم تو رو جا می‌ذارن
ولی اونایی رو که می‌کشی جاویدانن
اگرچه می‌کشی تو عده‌ای با هر سقوط موشک
اما مثل تو، در اومد حتی از تو لونه موشم
اون که مُرد دید کلی پرستو توی اون شهر
اون که، رها شد ازدنیا از دروغه توشم
من ندیده توی چهره‌ی تو ترس ُ خونده بودم
اینا جمله‌هایی بود که من سروده بودم
حتی در سکوتِ اونم یه درد نگفته‌ست
که راز و رمزش لای پرده نهفته‌ست
تو حسابت جدا من از یه خودی دلخورم
ولی شهر و کشورم رو من چطوری ول کنم
ِکسی که دستم بهش می‌رسه مدودف
ِمی‌خوام تف به روش بیارم ولی حیف تف

به ضجه‌های مادر به اشکاش قسم
تو هم تقاص پس می‌دی بشّار اسد
اگه، قرار باشه غرق خون بمیرم
حاضر نمی‌شم که خفه‌خون بگیرم
بدون که ساکت، نمی‌تونه بشینه ایرانی
تو اسمت اسدِ ولی یه شیر بی‌یالی
شیر چیه؟! چی دارم می‌گم تو کفتارم نیستی
حتی لایق این خشم توی رفتارم نیستی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s